شهردار شهرضا به مناسبت روز آتشنشان برای دیدار و قدردانی از آتشنشانان، میهمان ایستگاه آتشنشانی بود؛ دیداری که قرار بود با چند دقیقه گفتوگو و تجلیل از قهرمانان بیادعا ادامه پیدا کند، اما ناگهان همهچیز تغییر کرد…
شهردار هنوز در میان آتشنشانان مشغول صحبت بود که…
🔔 صدای زنگ حادثه در ایستگاه پیچید!
در کسری از ثانیه، فضای دیدار رنگ دیگری گرفت؛ صحبتها نیمهتمام ماند، با اشاره شهردار به فرمانده عملیات،در یک چشم برهم زدن آتشنشانان بیدرنگ به سمت خودروهای عملیاتی رفتند…
🚒 چند ثانیه بعد، دیگر خبری از مراسم نبود؛ مأموریت عملیاتی آغاز شده بود!
اینجا دیگر نه سخنرانی معنا داشت، نه تشریفات و نه عکس یادگاری؛ حادثه منتظر پایان مراسم نمیماند!
شاید هیچ صحنهای نمیتوانست به این اندازه، حقیقت زندگی آتشنشانان را به تصویر بکشد؛ مردانی که حتی در روز تقدیر از خودشان، با شنیدن یک زنگ، همهچیز را رها میکنند و به دل حادثه میزنند تا شاید جان یک انسان، خانه یک خانواده یا آرامش یک شهر را نجات دهند.
🔥 آتشنشانی یعنی همین؛ فاصله میان یک مراسم آرام و دلِ حادثه، گاهی فقط صدای یک زنگ است…